محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5393

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« آفاق آسمان را از شما گرفتيم « دو ماه آن و ستارگان طالع ، « از آن ماست . » گفت : « دير آمدى پيش از تو اين پير ، دو ماه را افادت كرد ، يعنى خورشيد و چنان كه گفته‌اند : روش دو عمر ، يعنى روش ابو بكر و عمر . » گويد : « گفتم بيشتر سؤال كنم ؟ » گفت : « بيشتر كن . » گفتم : « براى چه اين را نكو دانسته‌اند ؟ » گفت : « از آن رو كه وقتى دو نام از يك جنس فراهم آيد و يكى بر زبان گويندگان سبكتر باشد ، آن را چيرگى دهند و ديگرى را به نام آن نامند از آن رو كه روزگار عمر بيشتر از روزگار ابو بكر بود و فتوح وى بيشتر بود و نامش سبكتر ، آن را چيرگى دادند و ابو بكر را به نام وى ناميدند . خداى عز و جل گويد : بعد دو مشرق ، كه مقصود مشرق و مغرب است . گفتم : « مطلب ديگرى به جاى مانده . » گفت : « در اين باب جز آنچه ما گفتيم نيز گويند اما اين كاملترين چيزى است كه گفته‌اند و اكمال معنى به نزد عربان است . » گويد : آنگاه به من نگريست و گفت : « آنچه مانده چه باشد ؟ » گفتم : « چيزى كه به جا مانده هدفى است كه شاعر در مقام تفاخر از شعر خويش داشته . » گفت : « چه باشد ؟ » گفتم : « از خورشيد ، ابراهيم را منظور داشته و از ماه ، ( 362 محمد را و از ستارگان